0

تاریخچه کامل شهر بنارس از دوران باستان تا امروز: راهنمای جامع سفر به واراناسی

بنارس که امروزه به طور رسمی واراناسی نامیده می شود، یکی از کهن ترین شهرهای مسکونی پیوسته در کره زمین است. این شهر در کرانه غربی رود مقدس گنگ در ایالت اوتار پرادش هند واقع شده است. نام های متعددی برای این شهر در طول تاریخ به کار رفته است. نام باستانی آن کاشی به معنای شهر نور یا شهر روشنایی است که در…

به روزرسانی گارگروه نویسنده سایت
فهرست مطلب 15 بخش
بنارس یا واراناسی که با نام تاریخی کاشی نیز شناخته می شود، یکی از کهن ترین شهرهای مسکونی پیوسته در جهان است که در کرانه های مقدس رود گنگ در ایالت اوتار پرادش هند واقع شده است. این شهر بیش از سه هزار سال است که به عنوان مرکز اصلی معنویت، یادگیری و تمدن در آیین های هندوئیسم، بودیسم و جینیسم عمل می کند. تاریخچه بنارس ترکیبی از اسطوره های باستانی، فراز و نشیب های سیاسی ناشی از حملات خارجی، و احیای مداوم فرهنگی و مذهبی است که آن را به مقصدی بی همتا برای زائران و گردشگران تبدیل کرده است. در این مقاله جامع، سفری در زمان خواهیم داشت و از ریشه های ودایی این شهر تا تحولات قرون وسطی، دوران استعمار و جایگاه مدرن آن به عنوان پایتخت فرهنگی و معنوی هند را بررسی می کنیم.

ریشه های باستانی و نام گذاری شهر بنارس

بنارس که امروزه به طور رسمی واراناسی نامیده می شود، یکی از کهن ترین شهرهای مسکونی پیوسته در کره زمین است. این شهر در کرانه غربی رود مقدس گنگ در ایالت اوتار پرادش هند واقع شده است. نام های متعددی برای این شهر در طول تاریخ به کار رفته است. نام باستانی آن کاشی به معنای شهر نور یا شهر روشنایی است که در متون مقدس ودایی و پوراناها به آن اشاره شده است. نام واراناسی از موقعیت جغرافیایی شهر مشتق شده است، زیرا این شهر بین دو رودخانه کوچک وارانا در شمال و آسی در جنوب محصور شده است. در دوران استعمار بریتانیا، این نام به بنارس تغییر یافت که هنوز هم در متون تاریخی و گفتگوهای روزمره به کار می رود. مارک توین، نویسنده مشهور آمریکایی، پس از بازدید از این شهر در قرن نوزدهم جمله ای ماندگار بر جای گذاشت و اظهار داشت که بنارس از تاریخ قدیمی تر است، از سنت قدیمی تر است و حتی از افسانه ها نیز کهن تر می باشد و تمام این ها روی هم رفته نیمی از قدمت این شهر را نیز ندارند. این توصیف به خوبی بیانگر عمق تاریخی و لایه های تمدنی نهفته در زیر ساختار این شهر است.

جایگاه بنارس در ادیان بزرگ جهان

شهر بنارس تنها متعلق به یک آیین خاص نیست، بلکه نقطه تلاقی سه دین بزرگ هندی یعنی هندوئیسم، بودیسم و جینیسم است. این همگرایی مذهبی، بافت فرهنگی منحصر به فردی را ایجاد کرده است که در کمتر شهری از جهان می توان یافت.

هندوئیسم و شهر رهایی

در باور هندوها، بنارس محل سکونت خدای شیوا و همسرش پارواتی است. این شهر به عنوان مرکز جهان هستی در نظر گرفته می شود و بسیاری از زائران معتقدند که مردن در این شهر و سوزانده شدن در کرانه های گنگ، چرخه تناسخ را متوقف کرده و به فرد رهایی ابدی یا موکشا را هدیه می دهد. معبد کاشی ویشوانات که یکی از دوازده جیوتیرلینگا در آن قرار دارد، قلب تپنده معنوی این شهر محسوب می شود. هر ساله میلیون ها زائر برای ادای احترام و شستشو در آب های مقدس گنگ به این مکان سفر می کنند.

بودیسم و سرناث

اگرچه بنارس مرکز هندوئیسم است، اما فاصله بسیار کمی با سرناث دارد، مکانی که سیدارتا گوتاما پس از رسیدن به روشنایی، اولین موعظه خود را در آنجا ایراد کرد و چرخ دارما را به حرکت درآورد. سرناث که در حدود ده کیلومتری بنارس قرار دارد، به یکی از چهار مکان مقدس اصلی بودیسم در جهان تبدیل شده است و استوپای دامک و بقایای صومعه های باستانی در آن، گواهی بر این میراث کهن است.

جینیسم و زادگاه تیرتانکاراها

متون جینی نیز از بنارس به عنوان یک شهر مقدس یاد می کنند. طبق باورهای جینی، چندین تیرتانکارا از جمله پارشواناتا و سوپارشواناتا در این شهر متولد شده اند. وجود معابد جینی با معماری ظریف و سنگ تراشی های دقیق در گوشه و کنار شهر، نشان دهنده حضور دیرینه و مستمر پیروان این آیین در بنارس است.

سیر تاریخی از دوران باستان تا عصر مدرن

تاریخ بنارس فراز و نشیب های بسیاری را پشت سر گذاشته است. در دوران باستان، این شهر پایتخت پادشاهی کاشی بود و با پادشاهی همسایه، کوسالا، رقابت داشت. بعدها این منطقه تحت سلطه امپراتوری ماگادها قرار گرفت و به مرکز مهم آموزشی و فلسفی تبدیل شد. در این دوران، مکاتب مختلف فلسفی و مذهبی در جنگل های اطراف شهر به تدریس و بحث می پرداختند.

قرون وسطی و چالش های دوران اسلامی

از قرن دوازدهم میلادی، بنارس با حملات پیاپی فرمانروایان مسلمان مواجه شد. در سال 1194 میلادی، قطب الدین ایبک، بنیانگذار سلطنت دهلی، به این شهر حمله کرد و بسیاری از معابد را ویران ساخت. در قرن چهاردهم، فیروز شاه تغلق نیز دستور تخریب معابد هندو را صادر کرد. در قرن پانزدهم، سکندر لودی شهر را به محمدآباد تغییر نام داد و تخریب ها را ادامه داد. در دوران گورکانیان، اکبر کبیر سیاست مدارا را پیش گرفت و اجازه بازسازی معابد را داد، اما اورنگ زیب در قرن هفدهم دوباره سیاست تخریب را در پیش گرفت و معبد اصلی ویشوانات را ویران و به جای آن مسجد ساخت. با این حال، روحیه مذهبی شهر هرگز شکسته نشد و در همین دوران پرآشوب، شاعر بزرگ تولسی داس اثر حماسی رام چاریت ماناس را در بنارس سرود.

دوران احیا و عصر استعمار بریتانیا

با تضعیف قدرت گورکانیان در قرن هجدهم، حاکمان راجپوت و مراتا حمایت مالی از بنارس را بر عهده گرفتند و موج جدیدی از ساخت معابد و احیای فرهنگی را آغاز کردند. در دوران استعمار بریتانیا، اگرچه مبلغان مذهبی تلاش هایی برای گسترش مسیحیت داشتند، اما بنارس به عنوان دژ مستحکم یادگیری سانسکریت و فرهنگ هندو باقی ماند. تأسیس کالج سانسکریت بنارس در سال 1791 و بعدها دانشگاه هندو بنارس در سال 1906، نقش بسزایی در حفظ و ترویج دانش کلاسیک هند ایفا کرد. در سال 1956، نام این شهر به طور رسمی از بنارس به واراناسی تغییر یافت.

گات های مشهور واراناسی در کرانه رود گنگ

گات ها، سکوهای پله ای سنگی هستند که تا لبه رود گنگ امتداد یافته اند و محل اصلی انجام مناسک مذهبی، شستشو و مراسم سوگواری هستند. بیش از هشتاد گات در امتداد رودخانه وجود دارد که هر کدام داستان و کاربرد خاص خود را دارند.

نام گات اهمیت و ویژگی اصلی
گات داشاشوامد مشهورترین گات برای تماشای مراسم باشکوه گنگا آرتی در غروب آفتاب با حضور چندین روحانی.
گات مانی کارنیکا اصلی ترین محل سوزاندن اجساد در بنارس که طبق باور هندوها، مرگ در این مکان موجب رهایی ابدی یا موکشا می شود.
گات آسی محبوب ترین مکان برای زائران و گردشگران جهت تماشای مراسم صبحگاهی سوباه ای بنارس و انجام تمرینات یوگا.
گات پنچ گنگا مکانی اسطوره ای که گفته می شود پنج رود مقدس در این نقطه به هم می پیوندند و معبد قدیمی پنچمادهاوار در آن قرار دارد.

فرهنگ، هنر و سبک زندگی در بنارس

بنارس تنها یک شهر مذهبی نیست، بلکه یک مرکز زنده فرهنگی و هنری است. این شهر به عنوان یکی از شهرهای خلاق موسیقی توسط یونسکو شناخته شده است. اساتید بزرگ موسیقی کلاسیک هندوستانی مانند راوی شانکار و بیسم الله خان ریشه در این شهر دارند. سنت گورو شیسیا یا همان رابطه استاد و شاگرد، هنوز هم در کوچه پس کوچه های بنارس زنده است و موسیقی به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از زندگی روزمره مردم جریان دارد.

صنعت نساجی و ساری های ابریشمی بنارسی

هنر بافت ساری های ابریشمی بنارسی با طرح های زری دوزی شده و نقش مایه های الهام گرفته از معماری مغولی و هندو، شهرت جهانی دارد. این صنعت قرن هاست که در محله های قدیمی شهر رونق دارد و بسیاری از خانواده ها نسل در نسل به این حرفه مشغول بوده اند. ساری بنارسی بخشی جدایی ناپذیر از جهیزیه عروس های هندی است و به عنوان نمادی از تجمل و هنر دست بافان ماهر این منطقه شناخته می شود.

جاذبه های غذایی و طعم های محلی

غذاهای خیابانی بنارس شهرت جهانی دارند و بخش مهمی از تجربه سفر به این شهر را تشکیل می دهند. پان بنارسی که با برگ بتل، هل، ادویه جات و مغزها تهیه می شود، یک اثر هنری خوراکی است. کاچوری های داغ و ترد که با چاشنی های تند سرو می شوند، لسی غلیظ و خامه ای که در کوزه های سفالی ارائه می گردد، و بااتی چوخا که از توپ های خمیر سبوس دار پر شده با عدس یا سیب زمینی ادویه دار تشکیل شده و روی آتش هیزم کباب می شود، از جمله غذاهایی هستند که هر بازدیدکننده ای باید آن ها را امتحان کند. بااتی چوخا به دلیل ماندگاری بالا و ارزش غذایی زیاد، در گذشته غذای اصلی سربازان و مسافران بوده است.

راهنمای کاربردی سفر به بنارس

برای کسانی که قصد سفر به این شهر کهن را دارند، برنامه ریزی دقیق می تواند تجربه سفر را بهبود بخشد و از چالش های احتمالی بکاهد.

نکات کلیدی برای بازدیدکنندگان:

  • بهترین زمان سفر به بنارس از اکتبر تا مارس است که آب و هوا خنک و برای پیاده روی و بازدید از معابد مناسب می باشد.
  • هنگام بازدید از معابد و گات ها، پوشیدن لباس های پوشیده و محترمانه الزامی است و باید کفش های خود را قبل از ورود به اماکن مقدس درآورید.
  • برای تجربه واقعی سوباه ای بنارس، پیشنهاد می شود قبل از طلوع آفتاب در گات آسی حاضر شوید و مراسم صبحگاهی را از نزدیک تماشا کنید.
  • مراقب افراد سودجو باشید و تنها از راهنمایان رسمی یا خدمات قایق رانی دارای مجوز استفاده کنید.

نحوه دسترسی و حمل و نقل

فرودگاه بین المللی لال بهادر شاستری در فاصله حدود بیست و پنج کیلومتری شهر قرار دارد و پروازهای منظمی به مقاصد اصلی هند دارد. ایستگاه راه آهن بنارس جنکشن نیز یکی از شلوغ ترین و مهم ترین ایستگاه های شمال هند است که با قطارهای سریع السیر به دهلی، بمبئی و کلکته متصل می شود. در داخل شهر، استفاده از ریکشا های خودکار و قایق های چوبی برای پیمایش در رود گنگ، رایج ترین و به یاد ماندنی ترین روش حمل و نقل است.

جمع بندی

شهر بنارس یا واراناسی، فراتر از یک مقصد گردشگری، تجربه ای عمیق از مواجهه با زندگی، مرگ و جاودانگی است. این شهر با وجود تمام تغییرات سیاسی و اجتماعی در طول هزاران سال، هویت معنوی و فرهنگی خود را حفظ کرده است. تماشای طلوع آفتاب بر فراز رود گنگ، شنیدن صدای زنگ معابد و بوی عود، لحظاتی را خلق می کند که در حافظه هر بازدیدکننده ای برای همیشه حک خواهد شد. بنارس زنده ترین موزه تاریخ هند است که در آن گذشته و حال در هم تنیده شده اند و پیامی از صلح و رهایی را به تمام جهان مخابره می کنند.

دسته های مرتبط: