در چه صورتی نصف اموال مرد به زن تعلق میگیرد
در حقوق خانواده ایران، تعلق نصف اموال مرد به زن در صورت وقوع طلاق، عمدتاً بر اساس دو سازوکار حقوقی اصلی شامل «شرط تنصیف اموال (شرط ۱۲ عقدنامه)» و «نحله» امکان پذیر است. شرط تنصیف اموال نیازمند امضای زوجین در زمان عقد بوده و شرایط خاصی برای اجرا دارد، در حالی که نحله یک حق مالی است که دادگاه در شرایط معین و با در نظر گرفتن وضعیت مالی زوج و زحمات زوجه، آن را تعیین می کند. شناخت دقیق این سازوکارها برای زنان به منظور احقاق حقوق مالی خود پس از جدایی ضروری است.
آگاهی از حقوق مالی در روابط زناشویی، به ویژه در شرایط حساس و پرچالش جدایی و طلاق، برای هر دو طرف، اما به خصوص برای زنان، حیاتی است. قوانین مربوط به تقسیم اموال و دارایی ها پس از پایان زندگی مشترک، پیچیدگی های خاص خود را دارند و اغلب با ابهامات زیادی برای عموم مردم همراه هستند. در این میان، دو مفهوم محوری شرط تنصیف اموال و نحله به عنوان سازوکارهای قانونی برای حمایت از حقوق مالی زن در نظر گرفته شده اند. این مقاله با هدف ارائه یک راهنمای جامع و دقیق، به بررسی این دو سازوکار حقوقی می پردازد تا مخاطبان با درک عمیق تری از شرایط، الزامات و تفاوت های آنها، بتوانند با آگاهی کامل از حقوق خود دفاع کنند و در مسیر تصمیم گیری های حقوقی گام بردارند.
شرط تنصیف اموال در سند ازدواج: مفاد و شرایط اجرا
یکی از مهم ترین و شناخته شده ترین حقوق مالی زن در صورت طلاق، «شرط تنصیف اموال» است که در سند ازدواج (قباله نکاح) قید می شود. این شرط، توافقی پیش از ازدواج میان زوجین است و می تواند تأثیر بسزایی در تقسیم دارایی ها پس از جدایی داشته باشد. آشنایی با جزئیات این شرط، برای تمامی زوجین، به ویژه زنان، ضروری است.
شرط تنصیف چیست و در کجا قید می شود؟
شرط تنصیف اموال که در اصطلاح حقوقی به شرط نصف کردن دارایی مرد نیز شناخته می شود، یکی از شروط دوازده گانه ضمن عقد نکاح است که در بند ب شرط ۱۲ سند ازدواج درج شده است. این شرط یک توافق اختیاری بین زوجین است که در زمان امضای عقدنامه، با موافقت و امضای هر دو طرف، اعتبار قانونی پیدا می کند. محتوای این شرط به این معناست که اگر طلاق به درخواست مرد باشد و ناشی از سوء رفتار یا عدم انجام وظایف زناشویی از سوی زن نباشد، دادگاه می تواند تا نصف دارایی هایی را که مرد در طول زندگی مشترک با زوجه (از تاریخ عقد تا زمان طلاق) به دست آورده است، به زن منتقل کند. هدف اصلی از گنجاندن این شرط در عقدنامه، ایجاد نوعی حمایت مالی برای زن در برابر پیامدهای اقتصادی ناشی از طلاق است.
اهمیت امضای این شرط در زمان عقد، از آن روست که به عنوان یک تعهد حقوقی از پیش تعیین شده، می تواند نقش مهمی در تأمین آتیه مالی زن پس از طلاق ایفا کند. در صورت عدم امضای این شرط، زن برای مطالبه حقوق مالی خود ممکن است به سازوکارهای دیگری مانند نحله یا اجرت المثل ایام زوجیت متوسل شود که میزان و شرایط متفاوتی دارند.
شرایط ضروری برای فعال شدن و اجرای شرط تنصیف اموال
اجرای شرط تنصیف اموال منوط به تحقق چندین شرط اساسی است که دادگاه برای صدور حکم، تمامی آن ها را مورد بررسی قرار می دهد. عدم وجود هر یک از این شرایط می تواند مانع از اجرای این حق مالی برای زن شود:
- وقوع طلاق: این شرط تنها در صورت وقوع طلاق قابلیت اجرایی دارد و در موارد دیگری مانند فوت زوج یا فسخ نکاح، جاری نمی شود. حتی در صورت جدایی عاطفی یا طلاق رجعی، تا زمانی که طلاق به طور کامل واقع نشده و صیغه آن جاری نگشته باشد، این شرط قابل مطالبه نیست.
- درخواست طلاق از سوی مرد: یکی از مهم ترین شرایط، این است که مرد (زوج) متقاضی طلاق باشد و نه زن (زوجه). اگر زن خواهان طلاق باشد، مگر در موارد خاص که به دلیل تخلف مرد از وظایف قانونی یا شروط ضمن عقد باشد، نمی تواند به استناد این شرط نیمی از اموال را مطالبه کند.
- عدم نشوز و سوء رفتار زن: طلاق نباید ناشی از سوء رفتار، سوء اخلاق یا عدم انجام وظایف زناشویی از سوی زن باشد. به عنوان مثال، اگر مرد بتواند نشوز (عدم تمکین) زن را در دادگاه اثبات کند، حق تنصیف اموال به زن تعلق نمی گیرد. بار اثبات عدم تقصیر زن در این زمینه بر عهده مرد است.
- دارایی های کسب شده در طول زندگی مشترک: این شرط فقط شامل اموالی می شود که مرد پس از تاریخ عقد و در طول زندگی زناشویی تا زمان طلاق، به دست آورده باشد. اموالی که مرد پیش از ازدواج داشته یا اموال موروثی (حاصل از ارث) شامل این شرط نمی شوند. دادگاه بر اساس تاریخ عقد و تاریخ طلاق، دارایی های مشمول این شرط را تفکیک می کند.
- موجود بودن دارایی در زمان طلاق: دارایی های مشمول شرط تنصیف باید در زمان صدور حکم طلاق یا تقاضای آن، موجود باشند. بنابراین، اموالی که تلف شده اند (مانند خودرویی که از بین رفته) یا به هر نحوی از بین رفته و وجود خارجی ندارند، مشمول این شرط نخواهند بود. این موضوع اهمیت شناسایی و پیگیری دارایی ها را افزایش می دهد.
- اختیار دادگاه در تعیین تا نصف: عبارت تا نصف دارایی به معنای الزام دادگاه به انتقال دقیقاً ۵۰ درصد از اموال نیست. دادگاه با توجه به تمامی شرایط پرونده، از جمله مدت زمان زندگی مشترک، میزان زحمات و نقش زن در رشد اقتصادی خانواده، وضعیت مالی مرد و دیگر عوامل، میزان دقیق این سهم را که می تواند از صفر تا ۵۰ درصد باشد، تعیین می کند. این به معنای آن است که دادگاه دارای اختیار و صلاحدید است و لزوماً تمامی دارایی ها به صورت نصف به نصف تقسیم نخواهند شد.
شرط تنصیف اموال، یک توافق حقوقی مهم در سند ازدواج است که به زن این امکان را می دهد تا در صورت طلاق به درخواست مرد و بدون تقصیر زن، در دارایی های اکتسابی مرد در طول زندگی مشترک سهیم شود، اما میزان دقیق آن با صلاحدید دادگاه است.
نحله: حق مالی یا هدیه؟ روشی دیگر برای مطالبه دارایی
در کنار شرط تنصیف اموال، «نحله» یکی دیگر از سازوکارهای حقوقی است که می تواند به زن امکان مطالبه حقوق مالی از مرد را بدهد. نحله، برخلاف شرط تنصیف که یک توافق پیشین است، توسط دادگاه و در شرایط خاصی تعیین می شود. شناخت نحله و تفاوت های آن با سایر حقوق مالی زن، برای احقاق حقوق مالی در دعاوی خانوادگی حائز اهمیت است.
نحله چیست؟ تعریف و مبنای قانونی آن
نحله در لغت به معنای هدیه یا عطیه است، اما در اصطلاح حقوقی خانواده، به مبلغی گفته می شود که دادگاه در صورت عدم وجود شرط تنصیف یا عدم امکان اجرای آن، به عنوان جبران زحمات و تلاش های زن در طول زندگی مشترک و به ویژه در امور خانه و خانواده، به او اختصاص می دهد. مبنای قانونی نحله، ماده ۳۳۶ قانون مدنی و تبصره آن است که به دادگاه اجازه می دهد در صورت طلاق به درخواست زوج، چنانچه زوجه استحقاق اجرت المثل نداشته باشد، با توجه به سنوات زندگی مشترک، نوع کار زوجه در منزل و توانایی مالی زوج، مبلغی را تحت عنوان نحله تعیین کند. نحله ماهیتی متفاوت از مهریه و نفقه دارد. مهریه دینی است که به محض عقد بر عهده مرد قرار می گیرد، و نفقه نیز هزینه های زندگی جاری زن است. در حالی که نحله، نوعی جبران زحمات غیرمالی زن است که ارزش اقتصادی مستقیم ندارند، اما به بهبود زندگی مشترک کمک کرده اند.
شرایط تعیین نحله توسط دادگاه
تعیین نحله توسط دادگاه، منوط به رعایت چندین شرط و بررسی دقیق جوانب مختلف پرونده است. این شرایط عبارتند از:
- عدم وجود شرط تنصیف یا عدم امکان اجرای آن: نحله زمانی مطرح می شود که شرط تنصیف اموال در عقدنامه وجود نداشته باشد، یا به هر دلیلی (مثلاً عدم درخواست طلاق از سوی مرد یا تقصیر زن) امکان اجرای آن فراهم نباشد.
- درخواست طلاق از سوی مرد: مانند شرط تنصیف، تعیین نحله نیز عمدتاً زمانی صورت می گیرد که طلاق به درخواست مرد باشد. در این شرایط، دادگاه به منظور جلوگیری از تضییع حقوق زن، به بررسی امکان تعیین نحله می پردازد.
- عدم دریافت اجرت المثل ایام زوجیت توسط زن: نحله و اجرت المثل ایام زوجیت، دو حق مالی هستند که جایگزین یکدیگر محسوب می شوند. به این معنا که اگر زن اجرت المثل دریافت کند، نحله به او تعلق نمی گیرد و بالعکس. دادگاه با بررسی شرایط، یکی از این دو را (در صورت واجد شرایط بودن) تعیین خواهد کرد.
- بررسی مدت زمان زندگی مشترک و زحمات زن: دادگاه برای تعیین میزان نحله، به مدت زمان زندگی مشترک و همچنین میزان و نوع زحمات و خدماتی که زن در خانه و برای خانواده انجام داده است، توجه می کند. هرچه این زحمات بیشتر و مدت زندگی مشترک طولانی تر باشد، احتمال تعلق مبلغ بیشتری به عنوان نحله افزایش می یابد.
- وضعیت مالی و تمکن مرد: میزان نحله متناسب با توانایی مالی و تمکن مرد تعیین می شود. دادگاه درآمدها، دارایی ها و وضعیت اقتصادی مرد را مورد بررسی قرار می دهد تا مبلغی را تعیین کند که برای مرد قابل پرداخت باشد و در عین حال، جبران کننده زحمات زن باشد.
تفاوت های کلیدی و مقایسه نحله با شرط تنصیف اموال
برای درک بهتر هر یک از این سازوکارهای حقوقی، لازم است تفاوت های اصلی آن ها را بشناسیم. در جدول زیر، مقایسه ای بین نحله و شرط تنصیف اموال ارائه شده است:
| ویژگی | شرط تنصیف اموال (شرط ۱۲ عقدنامه) | نحله |
|---|---|---|
| مبنای حقوقی | توافق و امضای زوجین در زمان عقد (یک شرط قراردادی) | حکم دادگاه بر اساس قانون مدنی (یک حق قانونی) |
| زمان تعیین | در زمان عقد نکاح توافق می شود | در زمان رسیدگی به پرونده طلاق توسط دادگاه تعیین می شود |
| میزان پرداخت | تا نصف دارایی های کسب شده مرد در طول زندگی مشترک (با تشخیص دادگاه) | مبلغی مقطوع و با تشخیص دادگاه، متناسب با زحمات زن و توانایی مرد |
| ماهیت | سهم از دارایی (تقسیم مال) | هدیه یا جبران زحمات (مبلغ مقطوع) |
| شرط اصلی اجرا | طلاق به درخواست مرد و عدم تقصیر زن | طلاق به درخواست مرد و عدم استحقاق زن برای اجرت المثل |
| دارایی های مشمول | فقط اموال اکتسابی پس از عقد تا زمان طلاق | محدودیتی به لحاظ نوع دارایی ندارد، وابسته به توان مالی مرد است |
با توجه به این تفاوت ها، زنانی که قصد جدایی دارند، باید با دقت شرایط خود را ارزیابی کرده و بهترین راهکار را برای مطالبه حقوق مالی خود انتخاب کنند. در برخی موارد، ممکن است هر دو حق (اگرچه جایگزین هم هستند) یا یکی از آنها قابل مطالبه باشد که این امر نیازمند مشاوره حقوقی تخصصی است.
چالش ها و راهکارهای حقوقی: چگونه از حق خود دفاع کنیم؟
مطالبه حقوق مالی در زمان طلاق، به ویژه در مورد «در چه صورتی نصف اموال مرد به زن تعلق میگیرد»، می تواند با چالش ها و پیچیدگی های متعددی همراه باشد. از تلاش برخی مردان برای فرار از پرداخت حقوق همسر تا نیاز به جمع آوری مدارک مستند، هر مرحله نیازمند آگاهی و اقدام صحیح است. در این بخش، به بررسی این چالش ها و ارائه راهکارهای حقوقی برای دفاع مؤثر از حقوق مالی زن می پردازیم.
فرار از تنصیف اموال: شناسایی و مقابله
یکی از بزرگترین چالش هایی که زنان در مسیر مطالبه شرط تنصیف اموال با آن مواجه می شوند، تلاش مرد برای فرار از این تعهد است. فرار از تنصیف اموال زمانی رخ می دهد که مرد پیش از درخواست طلاق یا همزمان با آن، اقدام به انتقال صوری یا واقعی دارایی های خود به نام شخص ثالث، فروش اموال به قیمت های غیرواقعی، یا مخفی کردن دارایی ها کند. هدف از این اقدامات، این است که در زمان صدور حکم طلاق و تقسیم اموال، دارایی قابل توجهی به نام مرد موجود نباشد و در نتیجه، زن نتواند سهم خود را از آن مطالبه کند.
برای مقابله با این پدیده، راهکارهای حقوقی متعددی وجود دارد:
- اثبات صوری بودن معاملات: در صورت انتقال صوری اموال، زن می تواند با ارائه مدارک و شواهد (مانند عدم دریافت وجه معامله، ادامه استفاده مرد از مال منتقل شده، یا ارتباط نزدیک خریدار با مرد) صوری بودن معامله را در دادگاه اثبات کند. دادگاه در صورت احراز صوری بودن، معامله را باطل کرده و مال را به دارایی مرد بازمی گرداند.
- اعمال ماده ۴ قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی: بر اساس این قانون، هرگونه انتقال مال توسط مدیون به قصد فرار از دین، در صورتی که به ضرر طلبکار باشد، جرم محسوب شده و معامله قابل ابطال است. زن می تواند با ارائه شکایت کیفری، ابطال اینگونه معاملات را درخواست کند.
- توقیف اموال: در مراحل ابتدایی پرونده، زن می تواند از دادگاه درخواست توقیف اموال مرد را داشته باشد تا از هرگونه انتقال یا پنهان کردن دارایی ها جلوگیری شود. این اقدام می تواند مانع از فرار از دین شود.
- استعلام از مراجع مربوطه: وکیل می تواند از مراجع ذی ربط مانند اداره ثبت اسناد و املاک، بانک ها، سازمان بورس، و راهور ناجا، برای شناسایی و احصاء دارایی های ثبت شده به نام مرد استعلام بگیرد تا لیست کاملی از اموال او در اختیار باشد.
جمع آوری مدارک و مستندات لازم
پیروزی در دعاوی حقوقی، به ویژه پرونده های مربوط به حقوق مالی خانواده، تا حد زیادی به ارائه مدارک و مستندات کافی و معتبر بستگی دارد. جمع آوری دقیق این اسناد می تواند در اثبات حق زن بر نصف اموال مرد نقشی کلیدی ایفا کند:
- سند ازدواج: این سند، پایه و اساس مطالبه شرط تنصیف اموال است. وجود امضای زوجین زیر شرط ۱۲ عقدنامه برای فعال شدن این حق ضروری است.
- مدارک بانکی: پرینت گردش حساب های بانکی، گواهی موجودی سپرده ها، و اطلاعات مربوط به وام ها یا تسهیلات بانکی می تواند وضعیت مالی مرد و دارایی های او را روشن کند.
- مدارک ثبتی: سند مالکیت املاک (مسکونی، تجاری، زمین)، سند خودرو، و سایر اسناد مالکیت ثبت شده، از جمله مهم ترین مدارک برای اثبات دارایی هستند.
- مدارک مالی و شرکتی: در صورت سهامداری مرد در شرکت ها، مدارک مربوط به سهام، اوراق بهادار، یا مشارکت در کسب وکارها، می تواند به شناسایی دارایی های نامشهود کمک کند.
- شهادت شهود و سایر دلایل اثبات کننده: در برخی موارد، شهادت افراد مطلع که از وجود دارایی ها یا تلاش های زن در زندگی مشترک اطلاع دارند، می تواند به عنوان دلیل تکمیلی مورد استفاده قرار گیرد. همچنین، هرگونه مستندات مانند پیامک ها، ایمیل ها، یا مکاتبات می توانند به اثبات ادعا کمک کنند.
نقش حیاتی وکیل متخصص در پرونده های حقوقی طلاق و اموال
با توجه به پیچیدگی های قوانین خانواده و چالش های موجود در مطالبه حقوق مالی، نقش یک وکیل متخصص در پرونده های طلاق و تقسیم اموال، حیاتی و غیرقابل انکار است. یک وکیل مجرب می تواند به عنوان راهنما و مدافع، بهترین مسیر را برای احقاق حقوق زن فراهم آورد:
- مشاوره حقوقی دقیق: وکیل با بررسی تمامی ابعاد پرونده، به زن مشاوره حقوقی دقیق و کارآمد ارائه می دهد، شرایط او را برای مطالبه شرط تنصیف یا نحله ارزیابی می کند و بهترین استراتژی را پیشنهاد می دهد.
- تنظیم صحیح دادخواست و لوایح دفاعیه: تدوین دادخواست ها و لوایح حقوقی با زبانی دقیق و مستند به قوانین، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. وکیل با تسلط بر فنون نگارش حقوقی، از تضییع حقوق زن جلوگیری می کند.
- پیگیری پرونده در مراحل مختلف دادگاه: فرآیندهای دادگاهی معمولاً طولانی و زمان بر هستند. وکیل با پیگیری منظم و حرفه ای پرونده در تمامی مراحل (بدوی، تجدیدنظر و …)، روند رسیدگی را تسریع بخشیده و از بروز اشتباهات احتمالی جلوگیری می کند.
- جلوگیری از تضییع حقوق: وکیل با آگاهی از تمامی قوانین و رویه های قضایی، مانع از تضییع حقوق زن می شود، به خصوص در مواردی که مرد قصد فرار از تعهدات خود را دارد.
- تشخیص بهترین راهکار: در بسیاری از موارد، زن ممکن است همزمان استحقاق مهریه، نفقه، اجرت المثل و حتی نحله یا شرط تنصیف را داشته باشد. وکیل با توجه به شرایط پرونده، بهترین راهکار (مثلاً تمرکز بر نحله به جای اجرت المثل در صورت لزوم) را تشخیص می دهد.
به طور خلاصه، حضور وکیل متخصص نه تنها احتمال موفقیت در پرونده را افزایش می دهد، بلکه به زن کمک می کند تا با آرامش خاطر بیشتری این مسیر پرچالش را طی کند و از حقوق قانونی خود به بهترین نحو دفاع نماید.
سوالات متداول (FAQ) در مورد تعلق نصف اموال مرد به زن
آیا اموال موروثی مرد شامل شرط تنصیف می شود؟
خیر، شرط تنصیف اموال فقط شامل دارایی هایی می شود که مرد پس از تاریخ عقد و در طول زندگی مشترک با زوجه کسب کرده است. اموال موروثی (میراثی که به مرد رسیده است) یا اموالی که مرد پیش از ازدواج داشته، مشمول این شرط نمی شوند.
در صورت فوت مرد، آیا زن می تواند نصف اموال او را مطالبه کند؟
خیر، شرط تنصیف اموال تنها در صورت وقوع طلاق قابلیت اجرا دارد. در صورت فوت مرد، زن به عنوان یکی از وراث شرعی، سهم الارث خود را از کل دارایی های متوفی (با کسر دیون و وصایا) مطالبه خواهد کرد و شرط تنصیف در این مورد کاربرد ندارد.
آیا طلاق توافقی مانع از مطالبه نصف اموال می شود؟
در طلاق توافقی، زوجین در مورد تمامی حقوق مالی و غیرمالی از جمله مهریه، نفقه، اجرت المثل، حضانت فرزندان و همچنین شرط تنصیف اموال با یکدیگر توافق می کنند. اگر در ضمن توافق طلاق، زن از حق خود مبنی بر مطالبه نصف اموال مرد چشم پوشی کند، دیگر نمی تواند آن را مطالبه کند. اما اگر در توافقنامه طلاق، به صراحت بر اجرای شرط تنصیف یا هر توافق مالی دیگری تأکید شود، دادگاه به آن عمل خواهد کرد.
اگر زن به دلیل عدم تمکین طلاق گرفته باشد، باز هم می تواند نصف اموال را بخواهد؟
یکی از شروط اصلی برای اجرای شرط تنصیف اموال، این است که طلاق ناشی از سوء رفتار یا عدم انجام وظایف زناشویی از سوی زن نباشد. اگر مرد بتواند در دادگاه ثابت کند که طلاق به دلیل عدم تمکین زن (نشوز) یا سوء رفتار او بوده است، زن نمی تواند به استناد شرط تنصیف نصف اموال مرد را مطالبه کند.
ملاک دارایی در حین طلاق چیست؟
ملاک دارایی در حین طلاق به اموالی اشاره دارد که در زمان تقاضای طلاق یا صدور حکم قطعی طلاق توسط دادگاه، به نام مرد و در تملک او موجود هستند. این به معنای آن است که اگر مرد پیش از طلاق اموالی را تلف کرده یا به صورت قانونی (و نه صوری) منتقل کرده باشد و این امر مورد تأیید دادگاه قرار گیرد، آن اموال از شمول شرط تنصیف خارج می شوند. از این رو، شناسایی و توقیف به موقع اموال از اهمیت بالایی برخوردار است.
نتیجه گیری: آگاهی حقوقی، تضمین کننده عدالت در زندگی و پس از آن
موضوع «در چه صورتی نصف اموال مرد به زن تعلق میگیرد»، یکی از پیچیده ترین و حساس ترین مباحث در حقوق خانواده ایران است که نقش مهمی در تأمین عدالت و حمایت از حقوق مالی زنان در زمان جدایی ایفا می کند. این مقاله به تفصیل سازوکارهای قانونی اصلی شامل «شرط تنصیف اموال» و «نحله» را بررسی کرد. دریافتیم که شرط تنصیف اموال، توافقی اختیاری است که در زمان عقد نکاح با امضای زوجین اعتبار می یابد و تحت شرایطی خاص، از جمله درخواست طلاق از سوی مرد و عدم تقصیر زن، می تواند منجر به تعلق تا نصف دارایی های اکتسابی مرد در طول زندگی مشترک به زن شود. در مقابل، نحله مبلغی است که در صورت عدم وجود شرط تنصیف یا عدم امکان اجرای آن، توسط دادگاه و با در نظر گرفتن زحمات زن و وضعیت مالی مرد، به او اختصاص می یابد.
پیچیدگی های حقوقی، از جمله چالش فرار از دین و نیاز به جمع آوری مستندات دقیق، بر اهمیت آگاهی حقوقی و مشورت با وکیل متخصص تأکید دارد. یک وکیل مجرب می تواند با دانش عمیق خود از قوانین و رویه های قضایی، نه تنها بهترین راهکار را برای احقاق حقوق مالی زن تعیین کند، بلکه او را در تمامی مراحل پرونده، از تنظیم دادخواست تا پیگیری های قضایی، یاری رساند. در نهایت، قوانین خانواده در ایران، با وجود تمامی جزئیات و ظرافت ها، راهکارهایی را برای حمایت از حقوق مالی زنان در نظر گرفته اند. استفاده صحیح و آگاهانه از این راهکارها، مستلزم کسب اطلاعات دقیق و بهره مندی از مشاوره حقوقی تخصصی است تا عدالت در زندگی و پس از آن، به بهترین شکل ممکن تضمین شود.